تبلیغات اینترنتیclose
مقدمه فارسي دیوان اشعار ترکی سید عظیم شیروانی
سید عظیم شیروانی در پژوهشهای دکترحسین محمدزاده صدیق
شرح افکار، احوال و آثار سید عظیم شیروانی بر اساس تحقیقات استاد دکتر حسین محمدزاده صدیق

 

مطالب مربوط به شناختنامه سید عظیم شیروانی به آدرس زیر انتقال یافته است لطفا بر روی آدرس زیر کلیک فرمایید:

http://seyedazim.blogfa.com

 شناختنامه سید عظیم شیروانی، نقاش: ناصر بخشی هنرمند تبریزی

پرتره سید عظیم شیروانی

نقاش: ناصر بخشی، هنرمند تبریزی

دانلود پرتره سید عظیم در اندازه بزرگ، اینجا کلیک کنید

موضوع : مقدمه فارسی, | بازدید : 753

شيروان، ولايتي كهن تاريخ از سرزمين آذربايجان است كه از سده‌ي دوم هجري به اين سوي، در كتب جغرافيا و تاريخ و رجال و انساب وارد شده است. روزگاري مركز فرمانروايي آذربايجان بود و فرمانروايان آن پيش از صفويان، خود را شيروانشاه مي‌ناميدند و قلمرو آنان تا دربند گسترده بود.

در طول تاريخ، شيروان مركز ادب و دانش شمرده شده است و شعراي صاحب سبك چندي در اين ديار پيدا آمده‌اند. مانند بدر شيرواني كه در سده‌ي هشتم و نهم هجري جامعه‌ي ادبي عصر خود را مرهون استعداد خويشتن ساخت، و يا بهار شيرواني كه محمد تقي ملك الشّعراي بهار پيش وي تلمذ كرد و نام از او گرفت و ديوانش را نيز به نام خود اشتهار داد. و يا قبولي شيرواني كه در نيمه‌ي اول سده‌ي نهم هجري شعر تركي آذربايجان را به اوج خود رسانيد و زباني روان در غزل برگزيد كه هنوز نيز براي مردم آذربايجان بسيار آشناست. مانند اين غزل:

غنچه‌وش هردم نيگارا كؤنلومو خون ائيلمه،

بزم دؤوراندا شرابيم اشك گولگون ائيلمه.

خسته اولدو هيجرده جانيم، شفايا چاره ائت،

سن مسيحاسان طبيبيم! ترك قانون ائيلمه.

دال ائده‌رسن زولفونو هر دم جفا و جور ايچون،

اي اليف قد! بار غمدن قامتيم نون ائيلمه.

تاب وئرمه دم به دم زنجير كيمي اول زولفونه،

اي بوت لئيلي‌وشيم، عشّاقي مجنون ائيلمه.

طعن ائتمه جوهر نظم قبولي‌يه، رقيب!

بد گؤهر سنسن، شيكست درّ مكنون ائيلمه.

 

اما در تاريخ ادبيات ما، خطه‌ي شيروان با نام دو شاعر نام‌آور شده است:

نخست: افضل الدين خاقاني شيرواني، و ديگر: حاج سيّد عظيم شيرواني.

خاقاني به چكامه‌هاي فاخر، آورنده‌ي سبكي نوين در شعر سده‌ي ششم، و سيّد عظيم با غزل‌هاي لطيف عرفاني، موجد جولانگاه درون نگرانه در شعر سده‌ي سيزدهم تاريخ ادبيات آذربايجان است.

در ميان صدها شاعر، اديب، طبيب، منجم و رساله‌نويس برخاسته از اين ديار، خاقاني و سيّد عظيم، جايگاهي  ويژه دارند. هر دو سخن فاخر دارند، هر دو كلام موزون سروده‌اند و هر دو مظلوم و ستمديده‌ي روزگار خود بودند.

خاقاني را بارها به زندان انداختند، در پنجاه سالگي نيز به او رحم نكردند و او، فراوان حبسيه‌ها سرود:

فلك كژرو تر است از خط ترسا،

مرا دارد مسلسل راهب آسا . . .

 

راحت از راه دل چنان برخاست،

كه دل اكنون ز بند جان برخاست . . .

 

غصه بر هر دلي كه كار كند،

آب چشم آتشين نثار كند . . .

 

هر صبح پاي صبر به دامن در آورم،

پرگار عجز گرد سر و تن درآورم . . .

 

صبحدم چون كله بندد آه دود آساي من،

چون شفق در خون نشيند، چشم خون پالاي من . . .

 

ولي هيچگاه به صاحبان زر و زور و تزوير نزديك نشد و فرياد برآورد:

خاقانيا ز خدمت شاهان كران طلب،

تا از ميان موج سياست برون روي.

 

سيّد عظيم را نيز كه درونمايه‌ي شعرش مبارزه با ستم و فساد و ريا است، بارها آزردند و سرانجام در شب 21 رمضان سال 1315 هـ . در شهر شماخي هنگام خروج از مسجد، شهيدش كردند.

سيّد عظيم فرزند سيّد محمد در سال 1251 هـ . (1835 م.) در شهر شماخي چشم به جهان گشود. در هفت سالگي از پدر يتيم ماند و پيش جد پدري‌اش: ملاحسين، به تحصيل پرداخت. در جواني براي تكميل تحصيلات خود به نجف، كربلا، شام، قاهره و بيت المقدس رفت و روزگاري نيز در بغداد و استانبول رحل اقامت افكند و نيز به زيارت حج رفت و مانند سلف خود خاقاني، در مكه و مدينه چكامه‌هاي غرّايي در توحيد و نعت پيغمبر سرود. پس از بازگشت به زادگاه خويش به تدريس روي آورد. بزرگاني چون ميرزا علي اكبر صابر (هوپ هوپ) و سلطان مجيد غني‌زاده را تربيت كرد و چند انجمن ادبي از جمله «بيت الصّفا» را پي افكند.

سيّد عظيم گذشته از ديوان، داراي آثاري با نام‌هاي قصص الانبياء، غزوات حضرت علي، ربع الاطفال، شيروان نامه، حكايات منظوم و غيره است.

من با شعر سيّد عظيم و با نام او در دوران نوجواني آشنا شدم. با شيندن دو بيت زير:

من اؤيله بيلرديم كي منه يار اولاجاقسان،

عالمده منه يار وفادار اولاجاقسان.

من اؤيله خيال ائتميش ايديم، اي گول رعنا!

سربسته اولان غملره غمخوار اولاجاقسان. . .

 كه خواننده در فيلم جاوداني «او اولماسين، بو اولسون»  به نوايي بسيار حزين مي‌خواند، به دنبال ديوانش گشتم و در سال 1339 توانستم آن را در كتابخانه‌ي «تربيت» تبريز به چنگ آورم. سال‌ها با همين نسخه مأنوس بودم و غزل‌هاي سوزناك و نابش را منبع الهام خود قرار دادم. در فراز و نشيب سال‌هاي عمرم، يكي از آرزوهايم كار علمي بر روي ديوان وي بود و اينك كم و بيش به آن دست يافته‌ام. و ثمره‌ي تلاش خود و اين حاصل ناچيز تكاپوهايم را نثار صفّ نعال عاشقان صافي ضمير و پرشور و حال ديوان شورانگيز سيّد عظيم مي‌كنم.

دكتر حسين محمدزاده صديق

دي ماه 1385

 

 

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

برچسب ها : سید عظیم شیروانی از دیدگاه دکتر حسین محمدزاده صدیق, شناختنامه سید عظیم شیروانی بر اساس پژوهشهای دکتر حسین محمدزاده صدیق,سید عظیم شیروانی به روایت دکتر محمدزاده صدیق, پژوهشهای دکتر حسین محمدزاده صدیق پیرامون سید عظیم شیروانی,تحقیقات دکتر حسین محمدزاده صدیق درباره سید عظیم شیروانی, سید عظیم شیروانی به روایت دکتر حسین محمدزاده صدیق,پژوهشهای دکتر حسین محمدزاده صدیق درباره سید عظیم شیروانی,
ارسال در تاريخ جمعه 7 مهر 1391 توسط دکترصدیق. ارسال: سید احسان شکرخدایی